home

مهاجر

آيا دردنياى امروز زندگى مهاجران بهتر ومتفاوت تر از هزاران سال پيش است كه مردم از مكانى به مكان ديگر مهاجرت مى كردند؟
ظاهرا" ما در جهانى انديشمند و مدرن زندگى مى كنيم  آيا زندگى مهاجران همگام با تمدن انطباق يافته است ويا آن ها هم چنان با نژاد پرستى سازمان يافته و تبعيضى كه در چالش هاى روزمره شان وجود دارد ومانع پيشرفت زندگى شان مى شود ، دست وپنجه نرم مى كنند؟
در حالى كه كشورهايى مانند آمريكا و كانادا واستراليا توسط مهاجران ساخته شده اند  بسيارى از كشورهاى غربى نيز مهاجران زيادى را در خودجاى داده اند مطمينا" كانادا سرزمين مهاجران است اكثريت جمعيت آن را مهاجران وفرزندان آنان تشكيل مى دهند كه از 400  سال پيش شروع به مهاجرت به كانادا كردند. ساكنين ابتدا از اروپا آمدند امااكنون مهاجراني كه از  سرتاسر دنيا مي ايند، حدودنيمى از افزايش جمعيت ساليانه را تشكيل مى دهند ودر نيمى از رشد اقتصادى سهيم اند.علاوه بر آن ، روند اخير مهاجرت از نقطه نظر نژاد شناسى ،كانادا را متفاوت تراز هر زمان ديگرى كرده است .
مهاجران جديد جايى را كه تمايل دارند، براى زندگى انتخاب كرده ومعمولا" به صورت قومى با يكديگر زندگى مى كنند.هم چنان كه تنوع گروه هاى نژداى وقومى در شهرهاى كانادا تغييراتى ايجاد مى كند،نگرانى هايى در باره پيوستگى اقتصادى-اجتماعى گروه هاى اقليت به جامعه اصلى به وجود مى آيد مانند مشكل تبعيض كه در ارتباط با بازار كار ومس‍‍له مسكن با آن مواجه مى شويم كه مى تواند باعث شود مهاجران در منطقه خاصى از شهر مسكن گزيده و اين امر بر فاصله نژادى آن ها با اكثريت سفيد پوست متولد كانادا بيافزايد.

جدا نگه داشتن  مهاجر ها از مردم فرانسه 

تاريخچه مختصر مهاجرت
گفته مى شود 60 هزار سال پيش پدران اجداد ما در آفريقا زندگى مى كردند. " اسپنسر ولز " براى ما آشكار مى سازد كه چگونه توسعه نژاد شناسى علمى جمعيت براى ما ميسر كرده است كه براى تمام بشريت يك درخت خانوادگى ترسيم كنيم . حالا ما نه تنها مى دانيم اجداد ما كجا زندگى كرده اند بلكه مى دانيم با چه كسانى جنگيدند ، چه كسانى را دوست داشتند،از چه كسانى دورى مى جوييدند وبرچه كسانى تاثير مى گذاشتند.
" ولز " رد پاى نياكان مارا تا 60 هزار سال پيش تا آفريقا دنبال كرده است ومشخص نموده كه چگونه آن ها در دنيا پراكنده شده اند .كتاب اويك گردش حماسى در ميان تاريخ وتوسعه پراكندگى جمعيت به شمار مى رود .

اسپنسر ولز
در اثر تحقيقات ولز بر روى DNA انسان آشكارشد كه نزديك ترين اجداد ما در آفريقا ريشه داشته اند واز آن جا به سرتاسر دنيا گسترش يافته اند.انگيزه اين مهاجرت مى تواند دسترسى به غذا وآب ويا جنگ برسرمنابع طبيعى ديگر باشدو بسيارى از آن ها به خارج افريقا مهاجرت كردند.
از آن زمان به بعد ، نياكان ما زبان ها وفرهنگ هاى گوناگون را در سرتاسر جهان گسترده اند. در تاريخ جهان جابه جايى انسان ها در طى زمان عنصرى عمده به شمار مى رفته است: مهاجرت ، ارثيه جهانى غنى در تاريخ بشرى.

DNA

از زمانى كه مردم كشاورزى را آغاز كرده وغذاها را انباشتند وبه اين ترتيب ثروت را به وجود آورده اند . جنگ هاى بسيارىبراىكنترل اين ثروت پديد آمد. بسيارى براى آن چه كه فكر مى كردند به آن ها تعلق دارد،جنگيدند وبسيارى براى دورى از اين ديوانگى مهاجرت كردند. بعضى اوقات تقليل منابع وتغييرات آب وهواباعث مهاجرت انسان براىبدست آوردن آب وغذا شد.در سرتاسر تاريخ مهاجرت رابطه بسيار نزديكى باتوسعه اقتصادىواجتماعى داشته است.هزاران سال از مكانى به مكانى ،كشورى به كشورى و قاره اى به قاره اى ديگر مى رفتند .در پاره اى از اوقات باموفقيت در مكانى سكنا گزيدندو در برخى موارد سكونت آن ها بسته به شرايط محيطى وتاريخى برايشان زيان آور بود. مهاجرت هاى باستانى جستوجوهايى بسيار طولانى بود براى دست يابى به منابع طبيعى كه عمدتا" آب وغذا بودند. اما در طى چند قرن گذشته ، كشمكش هاى خونين باعث مهاجرت ، تبعيدو پناهندگى شده است .در چند دهه اخير بحران مهاجرت بين المللى عميقا"برسنجش وارزيابى كشورهاى توسعه يافته  وانتخاب روش هاشان در مورد مسيله باصطلاح " امنيت جهانى " تاثير گذاشته است، مسيله اى كه مى تواند به تبعيضات نژادى در ميان انسان ها دامن بزند.


دانشمندان وتاريخ نويسان دايما" اطلاعات جديدى بدست مى آورند وبا تفسير  وتحليل آن ها بينش مارا در مورد مهاجرت هايمان از نظر زمانى  وجغرافيايى  گسترده مى كنند  وبه ما مى گويند  كه چگونه  انسان ها پيشرفت كردند. تاريخ جهان داستان  ارتباطات جوامع جهانى انسانى است وجابه جاى مرزها وپيوستگى سيستم ها را در گذشته انسان نشان مى دهد .داستانى كه منابع اطلاعات آن  حكايت كننده مهاجرت هايى كه تنوع آنها از نوع خانوادگى رادر بر  گرفته وتا مهاجرت هاى قومى واجتماعى را نيز شامل ميگردند ارزيابى گذشته نشان ميدهد كه مهاجرت شاخص  جوامع وتوسعه يافتگى مى باشد.

America and Australia
مهاجرت انسان ها از نقطه اى به نقطه ديگر ويا حتى مكان هاى بسيار دور ودر گروه هاى بسيار عظيم در سرتاسر تاريخ به چشم مى خورد . فشار مهاجرت هاى  انسانى چه بصورت تصرف كامل مانند نمونه امريكاى شمالى ويا استراليا وچه به شكل آهسته نفوذ فرهنگى وجايگزينى ، دوره هاى بزرگ تاريخى را تحت تاثير خود قرار داده است. مهاجرت تحميلى مىتواند وسيله اى جهت كنترل اجتماعى توسط قدرتهاى حكومتى باشد، اما شكل اختيارى وآغازين آن نيز يك عامل قدرتمند در تنظيمات اجتماعى بوده است .جابه جايى جمعيت در دوران معاصر به هردو شكل جبرىواختيارى وابسته به موقعيتهاي متفاوت وشرايط خاص ، قابل مشاهده است. در حال حاضر مهاجرت داوطلبانه براى خانواده ها تلاشى است براى بهبود بخشيدن به شرايط زيست محيطى ، وضعيت سياسى ، چشم اندازاستخدامى وفرصت هاى آموزشى . همچنانكه درباره مسايل اسكان ، انطباق وهمسازى در ارتباط با شرايط اقتصادى واجتماعى مطالب بسيارى عنوان ومطرح شده اند ، درباره مهاجرت ومراحل آن نيز گفتنى هاى بسيارى وجود دارند.

"A shame faced by intelligent species."
حتى اگر كشمكش هاى خشونت آميز مردم را وادار به تغيير محل زندگى وپناهنده شدن كند،  "اميد " هميشه راه بهترى براى يك زندگى موفق وبهتر خواهد بود. با اين حال، بيشتر پناه جويان امكان رفتن به كشورهاى دورتر از كشورهاى همسايه را ندارند و اكثرا" يا در داخل كشور جابه جامى شوند ويا در طول مرزها به كوچ مى پردازند تا بتوانند به نزديكترين كشور همسايگى خود پناه برند كه اغلب موقيعت آنها مى تواند دردناك تر از شرايط خصومت آميزىكشورى باشد كه در آن زندگى مى كرده اند .در يك نگرش جهانى ، براى كشورهايى كه ميزبانى پناهندگان را به عهده مى گيرند كمكهايى در نظر گرفته شده است .

اما كشمكش هايى بين كشورهاى ميزبان فقير كه منابع كافى براى رسيدگى به اسكان پناهندگان ندارند ولى از كمك هاى دريافتى خشنودند، وكشورهاى ميزبان توسعه يافتة كه از وابستگى خود به نيروى كار مهاجران آگاهند اما همچنان در جستجوى راهى براى جلوگيرى ازهجوم پناهجويان هستند وجود دارد.  اگر چه مشخص نيست اين كمك ها چه اثرى در اين رابطه داشته باشند . روشهاى كشورهاى توسعه يافته در مورد حمايت از توسعه يافتگى ، كمك هاى بشردوستانه ، مهاجرت ،وحمايت از پناهندگان اغلب از درون متناقض بوده وگاهى در تضاد متقابل با يكديگر قرار مى گيرند.
رابطه مهاجرت با توسعه اقتصادى واجتماعى ، رابطه بسيار نزديك است كه اغلب به آن به عنوان نتيجه عدم توازن در توسعه نگريسته ميشود در عين حال كه خود بر روى توسعه تاثير گذار مى باشد.


مهاجرت معاصر (مدرن)


حضور تاره واردين (پناهندگان ،كارگران ماهر ، سرمايه گذاران وغيره )در زيستگاه هاى جديد شان تا"ثير شديدى بر يكپارچگى بومى در كشورهاى جديد در طول دوره اسكان يابى وپس از آن دارد . اين اثرات ، مثبت ومنفى،  شامل : تعيير در بازار محلى غذا ، خانه سازى ، زمين ، حمل ونقل و ديگر كالاها ، خدمات ومنابع ، تغييرات در بازار كار محلى ، تغييرات در اقتصاد محلى وجامعه بعلت ارايه كمك هاى بشردوستانه ، نياز به مراقبت هاى بهداشتى ، آموزش وخدمات ، تغييرات سرشمارى وتاثيرات مرتبط بر روى بهداشت عمومى و زيرساخت هاى اجتماعى وهمچنين شامل تغييرات زيست محيطى وبوم شناختى مي شود .


در نتيجه سازمانهاى متفاوت بسيارى در زمينه رسيدگى به اين موضوعات وكمك به كاهش مشكلات مربوط به آنان ، بوجود مى آيند . اين مسيله داراى اهميت است كه بدانيم اين سازمان هاى رسمى چگونه عمل مى كنند وآيا آنها عملكرد رضايت بخشى را دارند يا نه .
نگرانى ديگر درباره هويت قومى وقوم گرايى است. اگر چه اين عوامل در ساختار اصلى وقانوني ظاهرا" ثابت ودايمى انگاشته مى شوند، اما اين واقعيت تصديق شده كه اين عناصر در  مراحل پردازش وبازسازى عميقا" پويا وپر انرژى ومتغير نيز هستند . علاوه براين ، كاملا آشكاراست كه تجربه مهاجرت وچالش هاى يك محيط جديد اغلب به چنين تغييراتى شتاب مى بخشد. گرچه مسيله هويت اخيرا" يكى از موضوعات عقلانى وروشن انديشى به شمار مى آيد اما هنوز عدم فعاليت واقعى محسوس بر روى شكل گيرى وتغييرات هويت كاملا"مشخص مى باشد ودر روابط بين مهاجرت ونژاد پرستى وهم چنين در رابطه بين هويت قومى وتبعيضات اجتماعى يك خصيصه بارز مىباشد .
در كانادا ، تبعيض در شرايط استخدامى به مدت يك قرن ثبت شده است ومطالعه بر روى شاخصه هاى تبعيضات نژادى افكار را به سوى خود جلب كرده است. قبل از سال 1967 در روشهاى مهاجر پذيرىكانادا نسبت به مهاجران اروپايى تعصباتى به چشم مى خورد ولى با پيدايش قوانين آزاد انديشانه وغير متعصبانه در اكتبر 1967 ،ويژگيهاى مهاجر پذيرى كانادا تغيير يافت     از سال 1968 تقريبا" 2/8 ميليون نفر از افريقا ، آسيا وامريكاى لاتين وارد كانادا شده اند .اين موج جديد مهاجرت از كشورهاى جهان سوم  ، دوسوم مقدار ورود مهاجران  به كانادا را تشكيل مى دهد.اگر چه قوانين جديد اجازه ورود رنگين پوستان بيشترى را به كانادا مى دهد،با اين حال هنوزهم تبعيض در اشكال كمرنگ ترى خود را نمايان ميسازد . با به تصوير كشيدن حلقه هاى ارتباطى بين مهاجرت واقتصاد سياسى كانادا، تحليل گرانى چون  و تلاش كرده اند تا رابطه بين روشهاى مهاجرت فدرال وتوسعه سرمايه دارى كانادايى را توضيح داده و نشان دهند كه اصول پذيرش پناهندگان ومهاجر پذيرى كانادا بوسيله همان زمينه اقتصادى شكل گرفته كه از درون آن پديدار شده اند . قوانين مهاجرت كانادا در طول سالها توسعه اقتصادى ، اصول وروشهاى مهاجر پذيرى را در سطح نسبتا" وسيعى در جهت مطلوب كردن شرايط  كارگران مهاجر ارتقا داده است ومنتخبى از بهترين هاى كارگران ماهر وسزمايه گذاران را در طول سالهاى ركود اقتصادى به داخل كانادا سرازير كرده است .تبعيضات بازار كار، نژاد پرستى سازمان يافته وطبقات اجتماعى پذيرش كارگران توسط بازار كار به عواملى متفاوت تر از نياز بازار بستگى داشته است .

اينكه چه كسانى وچه تعدادى به داخل بازار كار پذيرفته مى شده اند، در طول تاريخ به سه عامل عمده – كه غالبا" با يكديگر در رقابت بوده اند –بستگى داشته است : 1 – انگليسى كردن جمعيت ساكن در كانادا، 2 – ضرورت ونياز احترام گذاشتن وتوجه به نگرانيهاى جامعه جهانى ، 3 – نيازمنديهاى اقتصادى( 17: 1918 Law Union of Ontario  ) از سال 1968 ، تغييرات   بنيانى در “White Canada Policy “    به نتايجى در مهاجرت منجر شده است كه كانادا را به كشورى بيش ازپيش چند مليتى تبديل كرده است . گرايشات در شكل گيرى روشهاو قوانين مهاجرت كانادا بيانگر آن هستند كه اهداف اين اصول و روشها بر اساس فشارهاى بين المللى واقتصادى شكل گرفته اند .گفته مى شود كه جمع بندى عوامل شامل ملاحظات سياسى وعقيدتى روى هم رفته يك هدف كلى را حفظ كرده است و  آن كنترل مهاجرت در روشهاى گزينشى وتبعيضى مى باشد.
براى ايجاد يك  قانون ظاهرا منطقى وبدون تبعيض سوالاتى پيش مى آيند از اين قبيل كه چه كسانى از اين قوانين سودىبرند ؟ قصد قانونگزاران چيست؟ وآيا مشكلات تبعيض نژادى در كانادا توسط اين قوانين  بر طرف مى شوند يا وخيم تر؟
"فلراس " و"اليوت "( 2002 ) نگرش به مسيله مهاجرت رادر سالهاى اوليه تاريخ كانادا ارزيابى مى كنند : "نژاد پرستانه در جهت گيرى، وطرفدار همكارى گروههاى مختلف نژادى در عمل". در دوره نژاد پرستى به رسميت شناخته شده ، سياست گزاران تصميم داشتند تا ويژگى  " انگليسى بودن " كانادا را حفظ كنند به اين ترتيب كه بعضى را از ورود به كانادا منع كرده وبرخى ديگر را  به اين كارترغيب مى كردند ، افراد مهاجر طبقه بندى مى شدند وآنها يى كه از انگلستان ، امريكا وفرانسه قصد مهاجرت به كانادا را داشتند دراولويت قرارداده وآناني كه از اروپاي غربي و شمالي عزيمت مي كردنذ را در مرحله بعدى قرار مى دادند .
هنگاميكه تلاش براى ثبت نام مهاجران به تعداد مورد نياز با اين رده بندى واولويت ها، جهت اسكان آنها در سرزمينهاى غربى به شكست انجاميد ، دولت فدرال روشهاى خود را ترجيحا" تغيير داده وثبت نام را شامل مهاجرينى سفيد پوست ديگرى چون اوكراينى ها ، ايتاليايى ولهستانى ها نيز كرد.
به هنگام ساخت راه آهن “Canadian Pacific” كه به نيروى كار عظيمى نياز داشت يك استثنا رخ داد: تعداد بسيارزيادى از چينى ها اجازه ورود به كانادا را يافتند ، زيرا آنها حاضر بودند با حقوقى بسيار اندك تن به كارهاىبسيار سخت وبا شرايط نامطلوب بدهند. تا زمانيكه هيچ نيروى كار ديگرى در دسترس نبود ، كارگران سفيد پوست مجبور به تحمل كارگران چينى بودند. گفته مى شود در اوج دوره ساخت راه آهن ، بين سالهاى 1881-1884 تعداد      17000   چينى كه 10000 نفر از آنها مستقيما" از چين آمده بودند ، مشغول به كار بودند .پس از ترك چين آنها دركشتى با گرسنگى وبيمارى دست به گريبان بودند وپس از رسيدن به كانادا با شرايط سخت زمستان ، خطرات محيط كار ورفتار  نا مناسب روبرو شدند. بر اساس آمارها، 600 نفر از آنها در طى ساخت راه آهن جان باختند .پس از اتمام “CPR”   كارگران چينى مازاد محسوب مى شوندوديگر به آنان نيازى نبود . بازار كار ارزان مقدار سود كارفرمايان را به حداكثر رسانده بود واكنون كارگران سفيد پوست به علت سيل كارگران ارزان چينى احساس مى كردند براى بدست آوردن كارى كه هر روز كمياب ترمى شد ، با تهديد بزرگى روبرو هستند. (Li 1998)      شكيبايى نسبت به مهاجران چينى پايان يافت، وباحمله اوباش به جامعه چينى ها در "كاليارى" ( 1892 ) و " ونكوور " ( 1907 ) به صورتى واضح خود را نشان داد.
در نتيجه ، فشارها بردولت مركزى جهت محدود كردن قوانين مهاجرت متمركز شد ودولت شروع به وضع قوانين تبعيض آلود وانحصارى نمود تا مهاجرت را تحت كنترل  در آورد .اين امر تمايل دولت وقت براى استفاده از كارگران غير سفيد پوست يا به حال خود رها كردن آنان را در شرايط متغيير اقتصادى بدون در نظر گرفتن حقوق انسانيشان بيشتر كرد.

home
Nasreen Pejvack-Copyright© 2011 All Rights Reserved