رههرو آن نيست که گه تند و گهي خسته رود؛

رهرو آن است که آهسته و پيوسته رود

آزمودن" اندیشیدن " اقدام کردن
آیا ما شایسته عنوان "بشرهوشمند"هستیم؟

 
زمانی زندگی روی سیاره ما محدود به حیوانات و گیاهان بود و ما در قلمرو و عرصه حیوانات متحول شدیم ؛ تا آنجا که پس از نگاه به خود , خویشتن را هوشمند نامیدیم
... ما برای این باور, راهی طولانی را پیموده ایم
ما از غارهایمان بیرون آمدیم تا خوراک مان را گردآوری و ذخیره کنیم
برای هر پدیده ای که چیزی درباره اش نمی دانستیم , خدایی ابداع کردیم
کوشش کردیم تا برده داری را از بین ببریم
اما مزارع مان را با برده ها توسعه دادیم
و برای ساخت شهرها و کارخانه ها, بسیاری از مزارع را نابود کردیم
حتی مزارع را صنعتی کردیم
بناهای باشکوه ساختیم, سپس برای ساخت بناهای جدید نابودشان کردیم
با استفاده از برده داری پنهان ولی مدرن , جوامع پیشرفته ایجاد کردیم و...گام در ماه گذاشتیم
درباره سیاره مان نکات بسیاری کشف کردیم
حتی درباره کهکشان دانش زیادی به دست آوردیم
...وحالا

نمی توانیم صلحی پایدار را حفظ کنیم و آن طور که شایسته انسان متمدن و باهوش است زندگی کنیم اکنون غول خود درون ما,آمیزه ای از خشم و رقابت, ارباب نوینی شده است